مسئله‌ی پرسابقه‌ی کنکور در ایران ذهن خیلی از افراد نسل‌های مختلف ما را درگیر کرده و می‌کند. واقعیت کنکور این است که به دلیل ظرفیت محدود پذیرش دانشجوی جدید و وجود عدم تعادل شدید میان داوطلبین به ورود به دانشگاه‌ها و فرصت‌های تحصیلی حاضر، همواره درصد قابل توجهی از جوانان مستعد یا علاقه‌مند قادر به عبور از سد کنکور نمی‌شوند. ریشه‌یابی آنچه به معضل کنکور تبدیل شده امروز به این بحث من مربوط نمی‌شود؛ فقط اشاره‌وار می‌گویم تبدیل‌شدن مدرک تحصیلی دانشگاهی به صرفاً ابزاری برای نیل به اهداف اجتماعی خاص (مثلاً به عنوان سرجهازی برای دختران دم بخت یا فرار از خدمت سربازی برای پسران) یا منافع اقتصادی (استخدام حتی در شغلی مغایر با رشته‌ی تحصیلی یا ارتقای درجه‌ی شغلی) و نه الزاماً ابزاری برای تولید و تحقیق و پیشرفت علم و فن‌آوری و امثال آن را هم در تشدید شرایط نامتعادل امروز نمی‌توان نادیده گرفت.


یکی از تبعات شرایط تحمیلی کنکور برای جوانان ما که برای من جای افسوس دارد این است که هستند کسانی که تصور می‌کنند اگر یکی دو سال در کنکور شرکت کردند و به هر دلیل (که مسلماً در موارد زیادی به هیچ وجه ناشی از استعداد کم یا عدم تلاش کافی از سوی او نبوده است) در ورود به دانشگاه موفق نبودند دیگر بایستی از قید ادامه‌ی تحصیل برای یک عمر بگذرند و دیگر هرگز به فرصت‌های بعدی برای ادامه‌ی تحصیل فکرنکنند.

من موارد زیادی را در کشورهای دیگر شاهد بودم که افراد در سنین بالا و حتی پس از تشکیل خانواده و یا کسب شغل، ناگهان به فکر ادامه‌ی تحصیل افتاده‌اند و از آنجا که این انتخاب عمدتاً بنا به انگیزه و علاقه‌ی ایشان به نفس ادامه تحصیل یا کنجکاوی علمی و تحقیقاتی و البته در کنارش احتمالاً بهبودی در شرایط وجهه‌ی اجتماعی یا پایگاه اقتصادی هم بوده، اقدام‌شان با موفقیت هم همراه شده و تاثیر مثبتی بر ایشان و افراد خانواده و مسلماً جامعه هم به همراه داشته است. در همین کنفرانس بین‌المللی در یونان که شرکت کردم با خانمی که استاد دانشگاهی دراسترالیا بود و او هم برای ارائه مقاله تحقیقی خود شرکت کرده بود آشنا شدم. وقتی بنا به دلایلی از سوابق تحصیلی ایشان آگاه شدم متوجه شدم که ایشان تحصیل دوره‌ی لیسانس خود را در سال 1990 یعنی در سن 33 سالگی شروع کرده بود و سپس با ادامه کار به مدرک دکترا نائل شده و اینک به تدریس و تحقیق مشغول است. همسرش که او را در این سفر همراهی کرده بود یک پرستار بود!

با توجه به یادداشتی که پیش از این در مورد یادگیری مادام العمر هم داشتم به نظرم می‌رسد که شایسته است در مورد بازنگری افراد نسبت به توانایی‌های خود و استعدادهایی که می‌تواند علی‌رغم شرایط نامطلوب حاضر دیرتر یا زودتر شکوفا شود تأکید شود. درست است که شرایط تحصیلی ما در این کشور با شرایط ایده‌آل یا شرایط کشورهای دیگر فاصله‌ی زیادی دارد اما نابسامانی شرایطی که بر ما تحمیل می‌شود، نمی‌بایستی فرد فرد ما را از تلاش برای پیگیری آنچه خود را شایسته و سزاوار آن می‌دانیم "در طول زمان" یا حتی در "عرصه‌ی مکان" باز دارد.


http://www.ahmadnia.net/blog/